|
|
|
|
|
انگار اصلا منو ندیدی که دارم از پشت پنجره نگات می کنم ! انگار اصلا نیستم ! انگار تو هم نیستی ! اما می دونم که داری یواشکی منو می پایی و داری تو دلت آرزو می کنی ای کاش اون لحظه من اونجا نبودم یا تو اصلا اونجا نمی اومدی ؟اما حالا که رد شدی ! حالا که منو دیدی و حالا هم که متوجه شدی تو رو دیدم ... نترس ! بیا ! بیا مثل هرروز که رد می شی و فکر می کنی که نمی بینمت٬ یک گل سرخ از باغچه ی جلو ی خونه بکن و با خودت ببر ! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط س . ا . م
|
|
||