تبليغاتX
همه چیز از همه جا
هـــــــــــــــــــــــــــــــرچـــــــــــــــــــــــــی شد
TakInfo.com

چه كسي ندا آقا سلطان را كشت؟ 

 طنز ابراهيم نبوي

جناب آقاي احمدي نژاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران 

 

 

پيرو فرمايشات آن مقام منيع كه دستور پيگيري قتل خواهر ندا آقا سلطان معروف به ندا

 صالحي صادر شده است، سه قاضي و يك هيات ويژه اطلاعات و دو بازجوي تمام وقت

 مامور گشته و طي دو روز گذشته موفق شدند، عوامل گسترده قتل مشكوك شخص موسوم

 به ندا آقا سلطان( صالحي معروف به سرمدي) را كشف كرده و بازجويي از آنان به عمل

 آمده و به كليه موارد اعتراف و اعترافات آنان نيز ضبط و در حال مونتاژ بوده( تمام شد)

 و نتيجه اين بررسي ذيلا بعرض مي رسد:

 

اول: بر اساس اعترافات شخص موسوم به مصطفي تيموري فرزند اصغر كه از عوامل

 منافقين مي باشد، و در درگيري هاي ايلام دستگير شده، وي قصد داشت كه

 براي شركت در اغتشاشات به دستور فرماندهي منافقين( مسعود رجوي)

 در اغتشاشات سي خرداد تهران شركت نمايد، اما چون فرماندهي منافقين

در بازداشت آمريكايي ها بود، وي بصورت خودسر تصميم گرفت براي قتل شخص

 مذكور به تهران آمده شخص فوق الذكر در اعترافات خود گفته است: " به من گفتند

در تهران مي روي معصومه را جلوي دوربين بي بي سي از دور

 مي كشي، آخ نزن! بخدا مي گم) كه منظور از معصومه همان ندا بود كه

 در خانه شان واقع در كاشان او را معصومه صدا مي كردند و شخص موسوم

 به مصطفي تيموري فرزند اصغر در ايلام دستگير و پس از دستگيري در دوم تيرماه

در حضور شاهدين معتبر عيني به قتل ندا آقا سلطان( در خانه وي را معصومه

 سرمدي صدا مي كردند) اعتراف كرد و گفت انگيزه اين كار ضربه زدن به نظام بوده

و علت خفيف اين قتل را اختلافات خانوادگي عنوان نموده و گويا معصومه سرمدي

( ندا آقا سلطان) خواهر زن مصطفي، يعني طاهره سرمدي( پانته آ آقا سلطان)

 بوده است و اين قتل در خانه تيمي جبهه مشاركت در قرارگاه نجف برنامه ريزي شده است.

 

دوم: همچنين با هشياري سربازان امام زمان شخص موسوم به جيمز روبين

( معروف به حسن دكه دار) از اراذل و اوباش منطقه يافت آباد در روز 30 خرداد

 در حوالي محل قتل( اميرآباد) يعني در خيابان سيروس مشاهده و به

 نيروي انتظامي دلالت شده و پس از سه روز بازجويي اعتراف كرد كه نام واقعي اش

 جيمز روبين بوده و همسر شخص موسوم به كريستين امانپور خبرنگار بي بي سي

 بوده و با استفاده از سلاح غير سازماني( وي از قمه و پنجه بوكس كه سلاح

 سازماني است استفاده نمي كرد) و با يك كلت برتا شماره سريال 567432

متوفي را بقتل رساند منتهي سربازان گمنام امام زمان بعدا متوجه شدند كه

 كريستين( صديقه) امانپور مدتي است با سي ان ان( از شبكه هاي عنكبوتي غرب)

 كار مي كند و چون كريستين از ايران رفته بود، امكان دستگيري و اعتراف وي به

 اينكه فيلم هايش را براي بي بي سي گرفته است، مقدور نشد و لذا جاني

 ديمانش خبرنگار ديگر بي بي سي كه اخراج شده بود، توسط برادران سفارت

جمهوري اسلامي دعوت شده است تا پس از ورود به تهران دستگير و به قتل

 ندا آقا سلطان اعتراف كند. در حال حاضر حسن دكه دار( معروف به جيمز روبين)

به قتل ندا و تعداد ديگري از شهداي اخير( خس و خاشاك سابق) اعتراف كرده

 و آمادگي اعتراف به قتل هاي بيشتري را بفرموده دارد. براساس قول رياست

محترم جمهور قرار است براي گردن گرفتن هر قتل يك پژوي 206 به قاتل محترم

 تحويل داده شود. وي در كليه مراحل اعتراف كرد كه خود و همسرش

( صديقه يا كريستين) با تحريك شخص موسوم به بهزاد ن. اقدام به اغتشاش نموده است.

 

سوم: با مساعدت سربازان سايبراللهي امام زمان شخص موسوم به

 علي محمد ابطحي، كارمند سابق رياست جمهوري عصر خيانت و فروپاشي

( موسوم به خاتمي) و مسوول مركز گفتگوي اديان مورد بررسي قرار گرفت و

بعد از بررسي و بازگشت از بيمارستان و به هوش آمدن اعتراف كرد كه شخصي

 به نام nedasol در مسنجر ياهوي وي حضور داشته كه از زمان دستگيري براداران

 تاكنون با نام محمد علي ابطحي چند بار با همين نداسل كه در واقع ندا آقا سلطان

مي باشد، چت نموده و مشخص است كه وي زنده بوده و برخلاف توطئه هاي

رسانه اي استكباري وي اصلا نمرده است. برادران در اثر ساعتهاي متمادي چت

در كافي نت با وي قرار گذاشتند و معلوم شد كه نام اصلي وي پيمان ميم بوده

و ظاهرا بخاطر همراهي با اغتشاشگران نامش را نداسل گذاشته است.

وي پس از مصرف يك جام كاپوچينو به زندان اوين دلالت شد و پس از سه روز

 گفتگو بتازگي بهوش آمده و قرار است با استفاده از همراهي يكي از پزشكان

 دلسوز تغيير جنسيت داده و اعتراف كند كه همان ندا آقا سلطان بوده و مددجو

محمد علي ابطحي نيز اعتراف كرده كه به ندا آقا سلطان( كه ادعا مي كند

پسر است، مورد ادعا نيز ديده شده) دستور داده است كه براي فراهم كردن

 خوراك استكباري براي رسانه هاي غربي در كوچه بايستد و توسط يكي از

 اغتشاشگران كشته شود و فيلمبرداري از او انجام بگيرد. بدين ترتيب

محمد علي ابطحي به عنوان قاتل ندا آقا سلطان شناخته و پزشكي قانوني

 نيز چهار بار كشته شدن ندا توسط اراذل و اوباش طرفدار موسوي را تائيد كرده

و چون مسوول مربوطه در پزشكي قانوني در زندان اوين تحت بازداشت است،

 در صورت لزوم مي تواند دهها بار ديگر مورد مذكور را تائيد كند.

 

چهارم: در اثر پيگيري مسوولان مونيتورينگ شخص موسوم به آرش حجازي كه

 مدعي است پزشك بوده و با يكي از عوامل مساله دار غرب به نام پائولو كوئيلو

( كه كتبي در زمينه جادوگري و شيطان پرستي داشته و بعيد نيست در توزيع

 مواد مخدر در تهران نيز دست داشته باشد) ارتباط دارد، در گفتگو با تلويزيون

 امپراطور پير و عوامل اينتليجنت سرويس اعتراف كرد كه در آخرين لحظات در كنار

 ندا آقا سلطان بوده است. وي كه بلافاصله براي ايجاد امواج تبليغاتي به امپراطوري

 پير و راه راه منتقل شد، مورد بررسي عوامل و مسوولان امر قرار گرفت و به دلايل

مختلفي معلوم شد كه در جريان قتل ندا دست داشته است، البته مسوولان امر

 معتقدند كه ندا زنده است و تا كنون چند بار به ندا بودنش اعتراف كرده است،

ولي اگر قرار است او كشته شده باشد، احتمال مرگ او توسط آرش حجازي بيش

 از هر آرش ديگري مي باشد. اولا، او اعتراف كرده است كه در لحظه مرگ بالاي

سر او بوده است، پس نزديك ترين كسي است كه مي تواند او را كشته باشد.

 دوما، شخص مذكور جزو هيچ سازماني نبوده پس سلاح سازماني ندارد و چون

سلاح سازماني ندارد، سلاح غيرسازماني دارد. سوما، يك شبكه از عوامل دشمن

 از طريق انگليس براي ايجاد تظاهرات به تهران آمده اند و رفتن او به انگليس اثبات

 مي كند كه او مي تواند براي ايجاد اغتشاش به انگليس برگشته باشد و نكته

 چهارم اينكه او هيچ سابقه گروهكي ندارد و همين نشان مي دهد كه تاكنون

توانسته به عنوان عامل دشمن خود را حفظ كند. بازجويان وزارت معتقدند در صورت

ورود وي به ايران وي بيست ساعت بيشتر نياز به ارشاد ندارد تا به اين قتل اعتراف كند.

 

پنجم: تا كنون سربازان گمنام امام زمان موفق شده اند 17 نفر به اسامي

 مصطفي ت. رمضان زاده، جلايي پور، حميد، حسن، صغري، ناهيد( موسوم به جعفر)،

 نورالدين كيانوري، صادق هدايت، اشرف پراكنده، حسين دكور، حسام تركه، سورن آرارات،

 كميل زياده طلب، ناصر غرغرو، حسين زمان و شهلا جاهد را به عنوان قاتلين

ندا آقا سلطان شناسايي كنند كه همه اين افراد به قتل وي اعتراف كرده و 346 نفر

 ديگر هم در نوبت اعتراف به قتل وي هستند.

 

ششم: براساس اطلاعات واصله كارت يك بسيجي كه ادعا شده است در روز مذكور

 به ندا شليك كرده و پس از دستگيري كارتش را به دست جمعيت حاضر داده است،

 گم شده و اين وزارت در صدد يافتن اين كارت است تا با پيدا كردن يابندگان كارت

مذكور آنان را نيز وادار به اعتراف به قتل ندا نمايد.

 

در پايان، ستاد بررسي قتل ندا آقا سلطان به رياست محترم جمهوري اعلام مي نمايد

 به هر تعداد كه لازم باشد ما مي توانيم قاتل مناسب و در اندازه ها و مشاغل مختلف

با هر نوع اعترافي كه مورد نظر مسوولان مربوطه باشد، كشف نموده و از طريق رسانه

 ملي اعلام نماييم تا خلاء خبري را پر كنيم و جهانيان بدانند كه چه توطئه هاي

 ننگيني پيش روي ماست.

 

مسوول كميته پيگيري قتل ندا آقا سلطان و مسوول چيزهاي ديگر

غلامحسين الهام( با حفظ سمت)

+ نوشته شده در  ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

با سلام بعد از مدتها تعطيلي وبلاگ اميدوارم بتونم استارت محكمي بزنم ايندفعه يكمي اس ام اسي... يكمي عشقولانه اي

 

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .

 

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!

 

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

 

بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !

 

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !

 

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!

 

دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

 

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .

 

 

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...

 

هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...

 

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت

 

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

 

موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم

 

دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست ،اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند

 

اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

 

اگرتواین دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت ابروتو به تاراج می بره. مهم این نیست که اون مال تو باشه، مهم اینه که باشه. نفس بکشه، زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره

 

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ وقلب کوچیک من

+ نوشته شده در  ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

كشف 25 راز موناليزا با يك دوربين منحصر به فرد

در سال 1969، پسربچه 11 ساله پاريسي با نام پاسكال كوته (Pascal Cotte) كارت متروي مادرش را قرض گرفت تا خود را به موزه لوور برساند و به گفته مادرش زيباترين نقاشي دنيا را به چشم ببيند. پسربچه آنقدر جلوي تابلوي نقاشي موناليزا ايستاد تا مسوول موزه مجبور شد برايش يك صندلي ببرد.

سي و پنج سال بعد كوته كه ديگر يك مهندس شده بود باز هم سه ساعت را جلوي اين شاهكار هنري سپري كرد، اما اين بار با يك دوربين بزرگ و با كشف اسرار مهمي از اين تابلوي پررمز و راز. بدين ترتيب و به كمك آن دوربين او توانست تصاويري مختلف از اين تابلو را به انضمام چشم‌ها، دهان و دست‌هاي موناليزا در ابعاد بزرگ بگيرد و از چهارشنبه گذشته در نمايشگاه مترئون سانفرانسيسكو در معرض ديد بگذارد.مطالعات طولاني‌مدت روي تابلوي موناليزا، كوته را به سمت طراحي و ساخت اين دوربين سوق داد كه با وضوح 250 مگاپيكسلي، از 13 طيف نوري براي تهيه عكس استفاده مي‌كند.دوربين ياد شده با بهره‌برداري از فناوري مادون قرمز (Infrared) و همچنين روشن و واضح كردن تصاوير، تابلو نقاشي را اسكن كرده و به‌صورت مجازي، لايه‌هاي روغن جلا را كه در سال‌هاي متوالي روي آن زده شده، ورقه ورقه مي‌كند و به عمق نقاشي نفوذ كرده و به سطح رنگ روغني كه لئوناردو داوينچي از آن استفاده كرده مي‌رسد.

در تصاوير گرفته شده توسط اين دوربين، به طور مثال درخت‌ها سبزتر و آسمان آبي‌تر به نظر مي‌آيند. به اين ترتيب كوته با استفاده از تصاوير اين دوربين، توانسته بدون صدمه‌زدن به تابلو و به صورت مجازي به عمق نقاشي نفوذ كرده و با رسيدن به سطح رنگ روغن آن به اسرار نقاشي اين هنرمند بزرگ پي ببرد. كوته در نمايشگاه "اسرار موناليزا منتشر شد" در سانفرانسيسكو و با حضور هزاران تماشاگر مشتاق، 25 مورد از رموز اين نقاشي را كه سال‌هاست در هاله‌اي از ابهام قرار دارد، فاش كرد و به شرح مطالعات خود پرداخت.

وي در افتتاحيه اين نمايشگاه گفت: تابلوي موناليزا همانند يك آهن‌ربا افراد را به خود جلب مي‌كند و اكثر مردم دوست دارند اين تابلو را به چشم خود ببينند.بسياري از افراد كه براي مشاهده اين تابلو به موزه لوور مي‌آيند چيز زيادي دستگيرشان نمي‌شود و حتي نمي‌فهمند كه چرا موناليزا بهترين تابلوي نقاشي جهان است.كوته در سال 2004، با دوربين 240 مگاپيكسلي خود از موناليزا عكس‌هاي بسياري گرفت. وي با دقتي كه ساعت‌ها وقت گرفت توانست با استفاده از طيف‌هاي نوري مختلف از مادون قرمز تا ماوراء بنفش، 13 عكس از اين تابلو بگيرد.اين تصاوير به خاطر وضوح و قدرت تفكيكي كه دارند، حجم حافظه بسياري اشغال مي‌كنند، به طوري كه 13 تصوير مزبور حدود 22 گيگابايت حجم دارند و هر تصوير آن شامل 15 هزار نقطه در هر اينچ است.

وي پس از گرفتن عكس‌ها، براي آناليز و مشاهده تصاويري كه توسط امواج مادون قرمز و ماوراء بنفشي گرفته شده و معمولا تنها توسط حشرات قابل رويت هستند، 3 هزارساعت وقت گذاشت.

كوته مي‌گويد كه 25 مورد از رمزهاي موناليزا را از زير چندين لايه روغن جلا و پس از سال‌ها تعمير و رفو كشف كرده است.تصاويري كه توسط امواج مادون قرمز گرفته شده اند، لبخند صاحب تصوير اين تابلوي نقاشي را بزرگ‌تر و واضح‌تر نشان مي‌دهند. كوته حتي معتقد است كه با كمك اين دوربين مي‌توان طرح مقدماتي لئوناردو داوينچي را نيز كه قبل از تكميل نقاشي توسط رنگ روغن روي تابلو كشيده است، مشاهده كرد. اما بزرگ‌ترين كشف كوته در مورد ابرو و موژه‌هاي شخصيت نقاشي شده در اين تابلو است.وي مي‌گويد: من يك مهندس هستم و همه‌چيز را به شكل منطقي خود مي‌بينم. هميشه فكر مي‌كردم كه چرا ابرو و مژه در اين نقاشي واضح نيست و چرا نقاشي با اين مهارت و تبحر نبايد به اين جزييات اهميت بدهد؟!وي مي‌افزايد: روزي با خودم گفتم اگر تنها يك تار ابرو يا يك مژه روي اين تابلو پيدا كنم، در حقيقت مدرك بزرگي در دست خواهم داشت كه ثابت مي‌كند لئوناردو داوينچي براي شخصيت نقاشي خود مژه و ابرو كشيده است. اين موردي است كه تا آن موقع كسي كشف نكرده بود. سرانجام كوته در يكي از عكس‌هايي كه از چشم‌هاي اين نقاشي گرفته بود يك تار ابرو يافت. وي مي‌گويد: اگر از نزديك به چشمان موناليزا نگاه كنيد، ترك‌هايي را در اطراف چشم آن مي‌بينيد كه بسيار ريز و تقريبا نامعلوم هستند و اين نشان مي‌دهد كه قسمت چشم اين نقاشي توسط مسوول يا مرمت‌گر آن پاك شده و موژه‌ها و ابروهاي آن نيز به خاطر اين دست‌كاري‌ها محو شده است. دوربين بسيار دقيق كوته وي را تشويق كرده تا در مورد جزييات بيش‌تر اين شاهكار هنري كه هميشه اسراري در پس پرده داشته، بيش‌تر تحقيق كند. سطح مادون قرمز اين تصوير نشان مي‌دهد كه انگشت‌هاي دست چپ موناليزا، در ابتدا در يك جاي ديگر، غير از محل كنوني خود كشيده شده بودند. كوته مي‌گويد: تغيير محل اين انگشت‌ها روي تابلو به خاطر تغيير وضعيت لباس شخصي است كه مدل نقاشي لئوناردو داوينچي شده است.

وي مي‌افزايد: بسياري از افراد روي اين نكته كار كرده‌اند و به نتيجه خاصي نرسيدند اما به نظر من دليل موجه آن است كه مكان قبلي مچ دست چپ روي پوششي قرار داشت كه روي شكم موناليزا بود و به نظر من اين يك كشف بسيار بزرگ است.

با استفاده از عكس‌ها ديده مي‌شود كه رنگ پوست موناليزا صورتي كم‌رنگ و فضاي پشت او آبي‌روشن است در حالي كه وقتي به تابلو نگاه مي‌كنيد رنگ آن خاكستري-سبز ديده مي‌شود. كوته گفت: لبخند ژوكوند اصلي موناليزا، بسيار عميق‌تر از آن چيزي است كه به نظر مي‌رسد و در حقيقت اين لبخند تمام صورت موناليزا را گرفته بوده است. از ديگر اسراري كه توسط اين محقق كشف شده اين است كه قسمت آرنج موناليزا دستكاري شده است. اين قسمت در سال 1956 توسط شخصي كه با سنگ به تابلو زده، مخدوش شده بود.

همچنين همان پوششي كه قسمت زانوي موناليزا را پوشانده، قسمت شكم وي را نيز پوشانده است.

منبع: CNN و PRnews Wire ,  سايت هر روز عكس

+ نوشته شده در  ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

بازم سلام

تعطیلات عید چطور بود خوش گذشت جای ما روخالی کردین یا نه؟؟؟

خلاصه پدری ازاجیلاو وشیرینیا وعیدیا دراوردیما

خوب باشه اینم ازپست امروزکه البته ازعلی اقای گل تشکرمیکنم

چون این داستانک ازوبلاگ پنجره چوبی که نویسنده ش همین علی اقای گله

   همون قضیه کپی مپی دیگه

اینم دو تا اس ام اس اگه تکراریه ببخشید باشه...

 

ارنولد شوارتزنگر"نيكلاس كيج"جنيفرلوپز"انجليا جولي" تام كروز"رابرت دنيرو" و..

خودمن وبقيه ستارگان جهان سال نو رو به شما تبريك عرض مي نماييم

 

يادت باشه تعطيلات به زودي تموم ميشه وبعدش امتحاناته كه انتظارت رو ميكشه  

(ستادکوفت سازی تعطیلات نوروزی)

 

 

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي ميكرد كه براي گذران زندگي وتامين مخارج 

  تحصيلش دستفروشي ميكرد.ازاين خانه به ان خانه ميرفت تا شايد بتواند پولي بدست اورد.

روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است واين در حالي بود

كه شديدا احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت ازخانه اي مقداري غذا تقاضا كند.

به طور اتفاقي درب خانه اي را زد.دخترجوان وزيبايي در را باز كرد.پسرك با ديدن

چهره زيباي دختردستپاچه شد وبه جاي غذا فقط يك ليوان اب درخواست كرد.دختركه

متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي اب برايش يك ليوان بزرگ شير اورد.

پسر با طمانينه واهستگي شير را سر كشيد وگفت:چقدر بايد به شما بپردازم؟

 دخترپاسخ داد:چيزي نبايد بپردازي مادر به ما اموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.

پسرك گفت :پس من از صميم قلب از شما سپاسگزاري مي كنم.

سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي ار درمان بيماري او اظهار

 عجزنمودندواورابراي ادامه معالجات به شهر فرستادندتا دربيمارستاني

 مجهز متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.دكترهوارد كلي جهت بررسي

وضعيت بيمار وارائه مشاوره فرا خوانده شد.هنگامي كه متوجه شد بيمارش ازچه شهري

به انجا امده برق عجيبي درچشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شدوبسرعت به طرف

  اتاق بيمارحركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كردوبراي ديدن مريضش وارداتاق شد

 دراولين نگاه او را شناخت.سپس به اتاق مشاوره بازگشت تا هرچه زودتربراي

نجات جان بيمارش اقدام كند.ازان روزبه بعد زن را مورد توجهات خاص

 خودقراردادوسرانجام پس ازيك تلاش طولاني عليه بيماري پيروزي ازان دكتركلي گرديد

اخرين روز بستري شدن زن دربيمارستان بود.به درخواست دكترهزينه درمان جهت تاييد

نزد او برده شد.گوشه  صورتحساب چيزي نوشت انرا داخل پاكتي گذاشت وبراي

زن ارسال نمود.زن مطمئن بودكه بايد تمام عمررا بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت

وپاكت را باز كرد چيزي توجه ش را جلب كرد چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود انرا

 اهسته خواند...

((بهاي اين صورتحساب قبلا با يك ليوان شير پرداخت شده است))

  

+ نوشته شده در  ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

من میروم... ودیگربرنمگردم

دیگرمرانخواهی دید...به دنبال من هم نیاچون مرانخواهی یافت

...

...

...

من سال۱۳۸۵ بودم

بله دیگه تاچندساعت دیگه سال ۸۵ روتحویل میدم ویه سال جدیدکه اسمش۸۶ تحویل میگیریم

یعنی دقیقا اززمان این پست من پنج ساعت وسی و هفت دقیقه وبیست وشش ثانیه.

اغازسال یکهزاروسیصدوهشتادوشش هجری شمسی

سال ۸۵ که برای من نورمال بودنه میتونم بگم خیلی خوب بودنه خیلی بد ولی درهرحال خدا روشکر.

 

امیدوارم سال ۸۶ سال خیلی خیلی پربرکت همراه باموفقیت وسرافرازی شما گلای گلم.

و........اها تو این هفته تولد وبلاگ من بود یعنی وبلاگم یک ساله شد بهم تبریک نمیگید.

باشه خودم هم به خودم وهم به شما تبریک میگم(به خودتون افتخار کنین)

وسال نو رو هم بهتون تبببببببببببببببببببببریییییییییککککک میگم

این شهرام جون رو هم که گرفتنش(سربازان گمنام امام زمان عج)راستی این سربازان گمنام کجا

بودندو ما نمیدونستیم

 

***

  اگر ميخواهي علاقه مرا نسبت به خودت بداني حتما اين نامه را تا به آخر بخوان و گرنه پشيمان ميشوي

****
علاقه و محبتي كه سابق بر تو ابراز مينمودم


دروغ و بي اساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو


روز به روز شديدتر ميشود و هر چه بيشتر تو را ميشناسم


به دروغ و دورويي تو بيشتر پي ميبرم و


اين احساس در قلبم جاي ميگيرد كه بالاخره بايد


از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه راضي نيستم كه


روزي شريك زندگي تو باشم اگر چه عمر دوستي ما همچون گلهاي بهاري كوتاه بود امّا


در همين مدت كم توانستم به طبيعت فرومايه و هوسهاي زشت تو پي ببرم و


بسياري از اخلاق و صفات تو برايم روشن شد . مطمئن هستم


اين خشونت طبع بلاخره بدبخت خواهد كرد تو را


اگر اين دوستي بيشتر سر بگيرد تمام عمر


را با پشيماني خواهم گريست و اگر چه افسانه و آشنائيها پايانش جدايي بود ولي جدا از هم


خوشبخت خواهيم بود و حالا لازم است كه بگويم


اين موضوع را هيچ گاه فراموش مكن و مطمئن باش


اين نامه را سرسري نمينويسم و چقدر ناراحت كننده است اگر


باز هم بخواهي در صدد دوستي با من برآيي بنابراين از تو ميخواهم


نامه ننويسي و نامه تو سراسردورغ ميباشدبرايم


به خاطر محبت است كه من براي هميشه تصميم گرفتم


تو و يادگاريهاي تلخ تو را فراموش كنم چون به هيچ وجه نميتوانم

خود را راضي كنم و دوستت داشته باشم


حالا اگر ميخواهي از « علاقه دروني » من باخبر شوي نامه را يك بار 

ديگر يك خط در ميان بخوان

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

 

 

سلام به همه دوستاي خوبم

حالتون چطوره؟؟؟

اگه از احوالات اينجانب جويا باشين منم خوبم!!!

به خوبي همه شما

من بازم بايدابراز شرمندگي كنم بخاطراينكه نميتونم بهتون سر بزنم

به همون ديليلي كه تو پست قبلي گفتم.

الانم زوركي خودمو رسوندم پاي وبلاگم كه يه اپي كنم

وهم اينكه بگم با وجودهمه گرفتاريام هنوزم هستم.

انگاروقتي ما نبوديم خيلي خبرا شده!!!

جيمي عزيز(گروهاي نظامي)وبلاگشو داده دست يكي از دوستاش

مهدي استقلالي عزيز(پسر غمگين )هم ديگه نمينويسه

مريم عزيز(غزال گريز پا)هم خيلي وقته ازش خبري نيست

.

.

.

كسي چه ميدونه شايد منم ....

خوب اول تولد حضرت عيسي مسيح روبه همه تبريك ميگم

بعدش سال نو ميلادي رو به همه مسيحياتبريك ميگم

پس كريسمس مبارك.

 

 

قابل توجه smsبازا

خيلي از مرمان جهان با استفاده از كامپيوتر سعي ميكنن به دانسته هاي خود اضافه كنن

اما هستند كساني كه از رايانه استفاده هاي مبتذل ميكنن وهمينطورميتوان به استفاده از ضبط

 صوت هاي پيشرفته و غيره .... كه همگي نوعي تكنولوژي وارداتي هستن اشاره كنيم

 اما به تازگي يكي ديگر از اثارهاي تكنولوژي مدرن به جامعه شبيخون مي زند.

يعني عادي سازي امورركيك با استفاده از تلفن همراه يا همان موبايل خودمان...

براي مثال كسي رويش نميشود به يكي سلام كند ان گاه توسط SMSبراي اوجوك هاي ركيك

ميفرستد.

هم اكنون مي بينيم كه خيلي از افرادي كه داراي تلفن همراه هستن به فرستادن SMSبراي

يكديگرعادت كرده اندتا جايي كه بعضي هايشان چنان به SMSرد و بدل كردن اعتيادپيدا كرده اند

 كه دائما مشغول به  اين كار هستن.

اگر بخواهيم ازلحاظ علمي SMS را تعريف كنيم .براي اين است كه هم هزينه ها كمترشود

وهم افرادي كه در دسترس نيستندبه راحتي بتواند ازاين علم جديد به انها دسترسي داشت.

انواع SMS

ميخواهيم بدانيم در جامعه چه نوع SMS هايي وجود دارد؟

1-SMSهايي كه تحت شرايط ويژه اي ازجمله در دسترس نبودن فردمورد نظر و....

2-SMS هاي متفرقه كه به دو نوع تقسيم مي شود:1 لطيفه هاي دور از ادب وشان والفاظ ركيك

2 لطيفه هاي معقول ودر حد شوخي ومزاح.

1_ SMS هايي كه مردان براي مردان ارسال ميكنند:

معمولا اين گونه SMS ها بسيارركيك است وحتي از غير اخلاقي هم گذشته است

جنس اين لطيفه ها سخت است وازشوخي و .... هم عبور كرده است.

SMS هايي كه زنان براي زنان ارسال ميكنند:

2_ معمولا اين گونه SMS ها كمي نرم تر بنظر مي ايد والبته كمي واژه ها مودبانه تر است.

3_SMS هايي كه مردان براي زنان ارسال ميكنند:

اين نوع SMS ها ميتواند هرگونه لطيفه ،جوك،وحتي الفاظ ركيك را در برگيرد،

تنها به اين مسئله ارتباط دارد كه فرد ارسال كننده تا چه ميزان با طرف مقابل راحت است

كه البته اين امر باعث اعتراضات فراواني در مجامع خانوادگي شده است.

اين امرچنان همه گير شده است كه حتي ديده مي شود پسران براي دختران اقوام از اين گونه

SMSهاارسال مي كنند.

4_SMS هايي كه زنان براي مردان ارسال ميكنند:

معمولااين گونهSMSها كمي مودبانه تر است اما ازلحاظ اجتماعي به هيچ عنوان جلوه خوبي به

 خصوص در خانواده هاي ايراني ندارد...

 

SMSهاي مردانه

اصولا مردان در جامعه با يكديگر راحت تربه شوخي مي پردازند از اين روانها اين قانون!

را در ارسال SMSبراي يكديگررعايت مي كنندودر ارسال ان حجب وحيا را كنارمي گذارند

وبراي يكديگر از بدترين نوع واژه ها استفاده مي كنندوهمان طور كه گفته شد براي انان پس از

 مدتي به اعتياد تبديل مي شود...

 

SMSهاي زنانه

اما SMS هاي زنانه...شوخي هاي زنانه معمولا كمي لطيف ترنسبت به شوخي هاي مردانه

 است،انها از واژه هاي مودب تري استفاده ميكنندودر ارسال SMSهاكمي مبادي اداب هستند

 والبته هستند عده اي كه پا راازعرف فراترمي گذارند،SMS هايي براي يكديگر ارسال ميكنند 

كه كمي دور از ادب است.

وزماني كه اين SMSها اگر از طرف يك زن به يك مرد ارسال شود بايد بگوييم كه به يك نابه

 هنجاررسيديم.

 

 

ميدونستي كه .........

 

1-فيلم مورد علاقه ادولف هيتلر،فيلم كينگ كنگ بود.

2-كش لاستيكي در هفده مي سال1845 به ثبت رسيد.

3-اولين تاريخ به ثبت رسيدن يك ماشين ظرفشوئي در سال1850 بود.

4-اولين دستگاه چمن زني كه مختص زدن چمن ها طراحي شد،در سال 1830به ثبت رسيد.

5-در ژانويه سال1942خطوط هوايي اتحادامريكا(پان امريكن)برنامه اولين پروازتجاري دور

 دنياراترتيب داد.

6-درششم ژانويه سال1912،نيومكزيكوتبديل به چهل وهفتمين ايالت امريكا شد.

7-توماس اديسون در تاريخ ششم دسامبر سال 1877 ،اولين ضبط صدا روي دستگاه گرامافون

 خود را صورت داد.

8-در دسامبر1657،دادگاه ماساچوستز،هر فردي كه كريسمس را جشن مي گرفت جريمه

   مي كرد.

9-اولين طرح براي پرچم امريكاحدود225 سال قبل توسط كنگره امريكامورد تصويب قرار

 گرفت،

واز ان به بعد27 مرتبه به روزدر امده است.

10-قاره اسياوسعتي بالغ بر17139000مايل مربع در بر دارد،

اين قاره تقريبا شش ميليون مايل مربع از قاره افريقا بزرگتر است.

11-يك درخت سكوياي غول پيكرموسوم به ژنرال شرمن،بزرگترين درخت درجهان محسوب

   مي شود.

12-وسعت خشكي كره زمين حدود52500000مايل مربع است.

13-سالانه در ايالات متحده امريكا،حدود700 تورنادو(گردبادتند ياتوفان پيچيده) به وقوع ميپيوندد.

14-ابشار (خونه)در مرزكامبدوديا-لائوس ازبزرگترين ووسيع ترين حجم وميزان اب،

در مقايسه با هر ابشارديگري در جهان برخورداراست.

 

چون تو پست قبلي نوشته بودم قصد دارم توضيحي كوتاه اززندگي

دانشمندان ومخترعان جهان بنويسم ايندفعه خيلي كوتاه از زندگي

مونژ(رياضي دان)

گاسپار مونژكه فرزند كاسب دوره گردي بودوتا سن شانزده سالگي به تيزكردن چاقووقيچي

 وغيره مي پرداخت.

ودر دهم مه 1746 متولد شد.وي با وسايلي كه بدست خود ساخته بودنقشه بزرگي از وطن خود

 تهيه كرد كه مورد توجه وتحسين فراوان قرار گرفت .نقشه او را درفرمانداري نصب كردند.

معلمين اوپس از مشاهده نقشه گفتند، او داناترازان است كه شاگرد ما باشدواورابراي

 تدريس فيزيك به مدرسه كشيشان ليون فرستادند.

مونژبه محاسبه واندازه گيري مفصل پرداخت ودر همين هنگام هندسه ترسيمي را ابداع كرد.

مونژدر 28ژوئيه1818 در72 سالگي درگذشت.

مخترع هندسه ترسيمي ميراثي عظيم ازخود برجاي گذاشت زيراشاختن ماشين هاي مدرن 

وعمارات عظيم بدون كمك گرفتن از تئوريهاي او ممكن نيست.

 

 

اگه ميتونستم مجازاتت كنم محكومت ميكردم به حبس ابد توي قلبم

 

نميدونم خوندن مطالب وبلاگ من چقدر شما رو سرگرم ميكنه؟؟؟

ويا اينكه اصلا سر گرم ميشين يا نه، نميدونم!!!

بهرحال خوشحالم ميكنين بهم سر ميزنين

اگه نظرتون رو هم بگين خيلي خوشحال ميشم

دوستتون دارم

سيد

  

+ نوشته شده در  ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

سلام به همه خوشگلای خودم

حالتون چطوریاست؟؟؟

چه خبــــــــرا؟؟؟

من اول باید یه عذر خواهی کنم

بخاطر اینکه چند روزه انقد مشکل داشتم ودارم که نتونستم بهتون سر بزنم

میدونم به بزرگی خودتون می بخشین

چنان که سعدی میگه

چو عضوی بدرد اورد روزگار

دگرعضو ها را نماند قرار

((اصلا چه ربطی داشت))

ببخشید حالام که اومدم اینطوریه

چون می ترسم تا مدت زیادی نتونم اپ کنم می خوام یه اپ همچین طولانی کنم

که تا دو یا سه هفته ای از شرم راحت باشین.

اقا واقعا این جناب اقای ضرغامی داره چیکار میکنه؟؟؟

در تاریخ 1385/8/17 شبکه رادیویی جوان در اقدامی بی انصافانه دربخش برنامه

 های عصرگاهی خودش سی دقیقه تمام پشت سرهم اگهی بازرگانی پخش کرد

میخوام بگم ازوقتی این جناب اقای ضرغامی رییس صداوسیما شده همه اگهی ها

 دوبرابرشده ولی دریغ از یه برنامه درست وحسابی!!!

اخه نمیگن وقتی سی دقیقه پشت سرهم اگهی پخش بشه همه ازرادیووتلویزیون

واز همین برنامه های درپیتشون زده میشن من نمیدونم این همه بودجه کشورکه به

 این صداوسیمامیدن کجا میره که میگن بخاطرنداشتن بودجه مجبوریم اگهی پخش

 کنیم اونم اینقدرزیــــــــــــــــــــاد!!!

واقعا میخوان با ما چیکار کنن.......خدا میدونه  بگذریم...

امریکا یه غلطی کرد ویه رزمایش تو خلیج همیشه عرب ((ببخشید همیشه فارس))

برگزارکردوگفت ما اینیم(( ولی فکر کنم پشیمون شد))

چون فوری ایران هم رزمایشش روبرگزارکردو گفت بله ما هم اینیم

بله اقا ما هم اینیم

بریم یه چیزی...

حیوان درنده ای دردهان شما

حتما این ضرب المثل رو شنیدین

((زبان سرخ سرسبزمی دهد بر باد))

ایا تا بحال فکر کردین که چرا از قدیم بر کنترل کلام تاکید شده

میدونین چرا مدام توصیه میشه تا در سخن گفتن درنگ کنیم؟

اصلا میدونین کلام شما میتونه چه تاثیری در زندگی تون بزاره؟

برای اینکه به این موضوع مهم بپردازیم به این حکایت توجه کنین

((مردی در بازار شهرمدام در حال حرافی بود.

به یکی غرمی زد چاپلوسی یکی دیگه رومیکرد

با دروغ جنساش رو گرونترمی فروخت کاسبهای دیگه رو مسخره می کرد

وخلاصه لحظه ای ازسخن گفتن فارغ نمی شد.

مردناشناس خردمندی که شاهد رفتار او بود نزداو رفت وگفت

ای مرد مشورتی با تو دارم مردبا تعجب به ناشناس تگاهی مرد گفت:بگو

ناشناس گفت حیوان درنده ای دارم که نمی دانم با ان چه کنم؟

ایا به نظر تو صلاح است انرا با خود به این بازار بیاورم یا در شهررهایش کنم؟

مرد با وحشت به مرد نگریست وگفت:

مگر دیوانه شده ای؟

مسلم است که نمی توانی ونباید حیوان درنده ای را بهمراه خود به این بازار بیاوری

مگر نمی ترسی ان حیوان مردم بازار یا حتی خود تو را بدردو بخورد؟

خردمند نا شناس گفت البته می ترسم منتها در عجبم تو چگونه جرات کرده ای زبان

 درنده خود رابه همراه خودبه بازاراوری

بدون انکه بتر سی خودت یا دیگران رابدرد یا بخورد؟

ترین های دنیا

بزرگترین تربچه دنیا:

با وزن 12 کیلوگرم دریک مزرعه ایالت اریزوناپرورش یافت

این تربچه از یک هندوانه بزرگتر است.

بزرگترین کباب دنیا :

کبابی به طول 1/80 متربا 150 کیلوادویه

و100 کیلو نمک و1300 کیلوگوشت وزنی بالغ بر1850 کیلوگرم داشت.

این کباب در یک رستوران دریونان تهیه شد.

بزرگترین باتلاق دنیا:

در حوضه رودخانه پریپیات در روسیه با مساحتی حدود46/950 کیلومترمربع

 میباشد.همچنین باتلاق دیگری با مساحتی حدود 109/000 کیلومترمربع

 دربرزیل واقع  است.

مسن ترین قاضی جهان:

البرت الکساندردرایالت میسوری در65 سالگی به مقام قضاوت رسید

وتا 107 سالگی قاضی دادگستری بود.

خردسال ترین بیمارپیوند قلب:

الیونامیر نوزاد دختری که ازلحظه تولدش فقط یک ساعت و چهل دقیقه گذشته بود.

در بیمارستان لومالیندا در ایالت کالفرنیا تحت عمل جراحی پیوندقلب قرار گرفت.

اما بعد ازیک ماه به دلیل عوارض ناشی از دفع عضوپیوندی درگذشت.

راستی اینم محمدعلیزاده خوندتش

نزدیکی های اسمون یه شهرداریم یه شهرخوب

خورشیدو خوابش میکنیم تو هر غروب تو هرغروب

خبرخبرهمسایه ها

خبرخبرهمشهریا

خبرخبرچندتا دیون که دشمنن با پریا

آی پریا گول نخورید اینا سرابه دریا نیست

دیوا دلم داشته باشن جای دیگه س، با شما نیست

سیاهیا وسایه ها تو کوچه پرسه میزنن

توباورپنجره ها حرمت ماه رو میشکنن

رودخونه رو تشنه وخشک چشمه رو الوده میخوان

اونا که با دریا بَدَن دشمن جون پریان

آی پریا گول نخورید اینا سرابه دریانیست

دیوا دلم داشته باشن جای دیگه س با شما نیست 

شاید مثل او 

چوپان جوان گاهی وقتی ناهارش را میخورد.برای اینکه کمی بخندد می رفت بالای

 یک تخته سنگ وروبه طرف ابادی فریاد می زد:گرگ ...گرگ

امده مردم !ومردم روستا هم با چوب و چماق برای کمک به او میامدند ومی دیدند

 که چوپان جوان می خندد می فهمیدند که او برای مسخره کردنشان

این دروغ را گفته!این وضع هراز گاهی تکرار میشد وچوپان جوان هم به

دروغگویی اش ادامه میدادومردم به کمکش میرفتند ومیدیدند گرگی درکار

نیست وچوپان دارد میخندد!تا اینکه یک روزراستی راستی یک گرگ خونخوار به

 سراغ گله امد وهرچه چوپان دروغگو گفت:گرگ ...کمک...

مردم روستا که فکر می کردنداو باز هم دروغ می گویدبه کمکش نرفتند در نتیجه

 گرگ بعد از خوردن گوسفندها به سراغ خود چوپان هم رفت واورا نیز خورد!

ساعتی بعد که مردم فهمیدند که چه اتفاقی افتاده هم بحال چوپان

کشته شده اشک ریختندوهم بحال خودشان چرا که دیگر هیچ چوپانی

در روستا وجود نداشت ودر نتیجه مردم مجبورشدند با فروش گله های خود برای

 ادامه زندگی به شهر بروند اما دست بر قضا وضع زندگیشان خیلی

بهتراز زمانی شد که در روستا زندگی میکردندوروزبه روز پولدارتر میشدندوخانه

 وماشین خریدند...امروزتمام اعضای باقیمانده ازاهالی ان روستاکه حالاهمگی

 پولدارشده اندهروزچوپان جوان مرگ شده رادعا می کنندکه اگر

 دروغگو نبودچه بسا انها هنوز درروستا بودندو...تازه خود انها

هم دروغگو شده اند

 

از این به بعد قصد دارم توضیحی کوتاه درباره زندگی دانشمندان ومخترعان جهان

 هم بنویسم.

برای اولین نفر

ویلیام هاروی(کاشف جریان خون)

این دانشمند انگلیسی در سال 1578 میلادی درانگلستان به دنیا آمد در 19 سالگی

 دردانشگاه پادوا به تحصیل اشتغال ورزید.سپس درسال 1602 به لندن بازگشت

  وبه استادی درتشریح در مدرسه پادشاهی پزشکان منسوب گشت.

 هاروی می گفت که علم تشریح را باید باکالبدشکافی

  وتجربه فراگرفت نه به وسیله کتابها,درسال1628 همه ازمایشها وتجربه های

خودرابصورت جزوه کوچکی منتشرکرد.چون مضامین جزوۀ هاروی مخالف

  عقیده توده مردم بود.ازاین جهت مورد نفرت گروه زیادی قرارگرفت

 طرزفکر این پزشک عالیمقام تاپایان زندگیش درموردگردش خون موردتنفربود.

اما پس ازمرگش صحت عقیده ای که می گفت غذاپس از گوارش وارد خون

 می گردد وخون به قلب می رودوازقلب به نقاط مختلف بدن

به وسیله رگها به گردش در می اید موردقبول واقع شد.هاروی کاشف جریان خون

 بود.گرچه طبق مدارک موجودپزشکان شرقی دراثارخودگردش خون

 راثابت کرده بودند ولیکن دراروپابرای اولین باراین عقیده توسط ویلیام

 هاروی ابرازشد.وی در سال 1657 دارفانی را وداع گفت.

 

انسان درلحظه عصبانیت دوچیزرابیشتروکمتردارد‌:زوربیشتروعقل کمتر(سقراط)

خوب الان که دارم پست ایندفعه رو تموم میکنم برف سنگینی باریده وهوا خیلی

 خیلی سرد شده ...ازهمتون ممنونم که بهم سرمی زنید

پس لطفا اگه مشکلی هست که میدونم هست تو قسمت نظرات بگید

خیلی دوستتون دارم

فدای همتون

سید

+ نوشته شده در  ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

دوباره سلااااام به همه جیگرطلاها

سلام به همه وبلاگ نویسا وغیر وبلاگ نویسا

به همه درس خونا وهمه بچه تنبلا

و....................به همه که دوستتون دارم

اصل حالتون چطوره؟؟؟ ...

اگه از احوالات اینجانب جویا باشین ای بدک نیستیم

یعنی تا اول خدا وبعد شما رو دارم چرا بد باشم

ببینم با روزه هاتون چطورین میگیرین یا....

دروغ نداریما چون اونروزکه باید دروغگوها ضایع میشن

خوب

شما میگین یا من بگم

بابا تعارف نداریم که من میگم

از چی شروع کنم؟؟؟

اها اول بقول معروف مُهما

پیشاپیش عیدفطر رو بهتون تبریک میگم

بعدش.

اطلاعیه ناسا به مناسبت بازگشت انوشه انصاری

متن اطلاعیه

@@@((ازاون بالاکفتر میایه یکی یه دانه دختر میایه))@@@

خدمت ناساییا عرض کنم این فوضولیا به شما نیومده

اقا اون خانوم زن بود نه دخترناسلامتی چهل سالشه...

برگردیم ایران

سریالهای بعد افطار ماه رمضان

یه سوال چرا همیشه باید سریالایی ساخته بشه که اخرش از همون اولش معلوم باشه

باشه از اینم میگذریم

اما چرا صداوسیما تا میبینه یه سریالی مخاطبای زیادی پیداکرده اگهی های

بازرگانی رو از 2الی3 دقیقه به 5الی 10

واگه شما برای یکبارم که شده رادیو جوان رو گوش بدین اونقدرتبلیغات پخش میکنه

که ادم گاهی وقتا فکر میکنه این برنامه هاست که وسط پیامهای بازرگانی پخش

میشه...

خوب ما هیچکاره ایم بزاریم ببینیم اونا که یه کاره ای ن میخوان با ما چیکار کنن

خوب از اینام بگذریم (اصلابه ما چه)

راستی میدونستی ....

فاصله ماه تا زمین 384/400 کیلومتره که نور ماه درفاصله یک نیم ثانیه به زمین می رسه

هرچند خورشیدنزدیکترین ستاره به زمینه که فاصله ش 150 میلیون کیلومتره یعنی 375 برابرفاصله ماه تا زمین...

نور خورشید درمدت 8 دقیقه به زمین می رسه

پلوتو دورترین سیاره منظومه شمسیه که فاصله ش تا زمین حدود 40 برابرفاصله خورشید تا زمینه که نورش در یه زمان 5/5 ساعتی به زمین می رسه

قِِـنطوروس.نزدیکترین ستاره به خورشیده این ستاره41 میلیون میلیون کیلومترازما فاصله داره

برای ساده کردن این رقم میگم بیش از چهار سال طول میکشه تا نور این ستاره به ما برسه

کهکشان امراه المسلسله یا (اندرو مدا)

نزدیکترین کهکشان به راه شیری نوری .

نوری که از این کهکشان به ما می رسه درواقع ازدومیلیون سال پیشه

این یکی ربطی به بقیه نداره ولی شاید بعضیا ندونن

اولین بازی رسمی تیم ملی ایران برابرتیم افغانستان بوده

این بازی درشهرکابل پایتخت افغانستان برگزارشده که نتیجه

۰بر۰ اعلام شده

 

پاییزاست

           بغض اسمان میترکد

                                فرشته ها میگریند

                                                     شایدبرای تنهایی من

یاغریبی تو

 

 

تا بعد

+ نوشته شده در  ساعت 7:23 قبل از ظهر  توسط س . ا . م   | 

سلام جیگرطلاها

خوبین؟

خوشین؟

سلامتین؟

به سلامتی مدرسه هام باز شد ودیگه شرّتون از خونه کم شدا؟؟؟

بازامد ماه مهر ماه مهربان ماه درس

وای امروزیاد اون روزی که برای اولین باررفتم مدرسه افتادم.

حالا که فکرشو میکنیم قدراونروزارومیدونیم نه؟؟؟

عجب روزایی بودا؟؟؟

خب بگذریم

سپاهان قهرمان

یعنی میشه گفت قهرمان بابا این پرسپولیسم پاک هواداراشو ضایع کرده بید

یه وقت فکرنکنین من پرسپولیسیم

نه عزیزم من به اقتضای شهری که توش زندگی میکنم طرفدارذوب اهن وسپاهانم

خوب مبارک سپاهانیا باشه

فرارسیدن ماه مبارک رمضانم مبارک

اینم یه شعریا هرچی دلتون می خواد اسمشو بزارین

خوابوازچشام بگیرمثل همیشه

بگو عمرعاشقی تموم نمیشه

منوبا خودت ببرهرجا دلت خواست

دیگه چیزی نمی خوام این اخریشه

توشریک دردمی تواین زمونه

تو زمونه ای که عشق رنگ خزونه

پرم ازحس غریبی که میدونم

مثل بغضه شایدم بدترازاونه

توی قلب و تَن تو بهترین صدایی

برای نفس کشیدنم هوایی

تورو می شناسه دلم غریبه نیستی

ساده تر بگم یه حس اشنایی

تویه دردی به زلالی مثل دریا

فرصتی برای کشف یه معما

تورو میخونم وباورمیکنم من

صادقانه با منی همیشه هرجا

تو همون رازنگفته ای تو سینه

منم اونکه با تو دیوونه ترینه

همه جا هرجا که هستی هر جا باشی

چشمای منتظرم تو رو میبینه

خوب حالا وبلاگ منو خوندی

نظرم بده

بعدش برو درستو بخون

باشه...

برودیگه

+ نوشته شده در  ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

 

به نام خدا

سلام به دوستای گلم

میبینم که کنکوریا البته اونایی که قبول شدن انتخاب رشته شونم کردن

حالا دیگه بروبریم برای کلاسای کنکور..........

ببینم .حالا چه رشته ای انتخاب کردی؟؟؟

هرچی باشه امیدوارم بیدم موفق بیده باشی

حالا اونایی هم که قبول نشدن اکشال نداشته بید انشاالله سال دیگه سال دیگه یه سال بزرگ وشدی

 یادت ورفته. راستی ایندفعه از خودم ابتکار دروکردم

(به قول مهدی استقلالی اصلا ازبچگی همه به من میگفتن تو چقدرابتکاردروکنی)

حالا که از تکیه کلام مهدی جون استفاده کردم اینم لینکشه....پرنده های فقسی عادت دارن به بی کسی

واییییییی زبان برره ای یاد وگرفتم نودوستم اینقده شیرین وباشه

راستی گرده نخودم توی کلاس کنکوریادتون نوره ها

خب وریم سراغ خورزوخان

راستی اصلا دقت وکردین این زبان برره ای چقدرضایع بید همش ووووووواستفاده ووووکنن

خوب تاخورزوخان عبصانی نشده وریم سراغ پست ایندفعه

طبق گفته های خورزوخان دخترها بشدت دوست دارن محل توجه باشن واین میتونه بستری برای

 تخریب اونها باشه. چیزی گه افکارپسرهاروبهم میزنه وفایل ارشیوذهنی شونوخراب

میکنه,صوت ,صدا,ومانوریه که دخترا بطورناخاسته دارن این موضوع اصلی ترین زمینه برای

 تشتت فکری پسرای جوونه.ضریب کنجکاوی دختربه پسر1/3 برابرکنجکاوی پسربه دختره

 وضریب خیال پردازی دخترا 1/7 برابرپسراست .دخترا بدلیل کنجکاوی, گرایشات ذهنی

بیشتر.خیال پردازی های قوی تربه بعضی ازمشکلات مبتلا میشن. دخترا ازدوم راهنمایی به بعد

 دوست دارن بدونن چن مرده حلاجن.اصولا دردوره راهنمایی نباید نهی ازمنکرکرد چرا,ممکنه

 که نهی از منکر به امر به منکرتبدیل بشه.مردا سکوتو دوست دارن درحالی که زنــــا به گفت

وگوعلاقه مندن.

مردا اساسا دوست دارن درروز دوالی سه ساعت ارامش داشته باشن اما زنــــــــا بعدازاینکه

همسرشون به خونه میاد بیخ گلوشو میگیرن که باید ازاتفاقات روز حرف بزنن واین مسئله عامل

90درصد اختلافات زناشوییه.مردا شنوندۀ خوبی نیستن وکلی نگرن اما زنـــا شنوندگان خیلی

خوبین یعنی براحتی میتونی مخشونو به حرف بگیری . ومردا از راه چشم عاشق میشن همون

 مثل عشق دریک نگاه ولی زنــــا از راه گوش.

 

15 نکته بی اهمیت اززبان کـــــــیـــــانوش برره 

1امروز جمعه س

2ماجمعه هام کار میکنیم

3سالی خان رفته غذا بگیره ازکافه شون

4پـــــــــــس چـــــــــــــرا نـــــــــمــــــیــــــــاد

5لابــــــــــــــــد بــــــز زده بــــــــــــــــــهـــــــــــــش

6الــهــــی لال بـــــشــــی ایـــــن چــــه حــــرفــــی بــود زدی

7بـــــــــــــازم بـــــــــــــــرره بــــــــــــــــــرف اومـــــــــــــــــــــده

8 بـــــــــــــــرره خـــــــــــیـــــــــلـــــــی گِــــــــــــــــل کـــــــــــــــرده

9بـــــــــــــــــــــرره کــــــجــــــــــا گـــــــــــــــــــل نــــــــــــکـــــــــرده

10بـــــــاز هـــــــــم کـــــه مـــــا پــــول کـــــــــم داریــــــــم

11ایــــنـــــــکـــــه مــــشـکـــل هـــمــیــشـــگــــیــــه

12بهـتـره بـا کـیـوون بــریــم پـــول زور بـگــــریـم

13ایــنــقـــدر چـــــای نــــخــــــــــود نـــــخــــــــــور

14 یه بارم قهوه بخورالبته فکر کنم معده ت تعجب کنه

15 وای الان شیرفرهاد میاد دوباره دری وری میگه

دوباره به قول مهدی استقلالی اصلا انتقاد نکنید چون نمی پذیرم

فقط تعریف کنید

+ نوشته شده در  ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

اقراء

اقراء بسم ربک لذی خلق

خلق الانسان من علق

 

جبل حراء اماكن اثرية

 

سالروزبعثت خجسته پیام اورفضیلت

ونزول دین ورحمت وگسترش

هستی ازعطرگل محمدی

برپیروان پیامبرخاتم

حضرت محمدمصطفی(ص)مبارک

+ نوشته شده در  ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

 

بــه نــام خدا

  • سلام به همه دوستای عزیزم
  • حالتون چطوریاست؟؟؟
  • ایندفعه با یه اپ خیلی متفاوت اومدم.
  • ایندفعه یه خورده رفتم تو جاده خاکی
  • حالا این پستوبخونین.اگه دوست داشتین بگین تامن پست بعدی روهم اینطوری اپ کنم.
  • ازتودوست عزیزم خواهش میکنم با تآمل این جملات روبخونی.
  • اگه همینطورکه میخونی بهشون فکرکنی بهترمی فهمی
  • حالابریم سراغ( کاریکلماتور)اینه اسم پست ایندفعه......

 

  • کاریکلماتور
  • قطــــره بـــــاران درمـــرکــزدایـــره که روی اب ترسیم میکنـــدجـــان میسپارد.

 

  • اب تنـــــــــــی مــــــاهــــــی یـــــــک عــــمــــــرطــــول مــــیـــکشــــــــد.
  • شکارچی ناشکیباترازقوه جاذبه زمین انتظارسقوط پرنده تیرخورده رامیکشد.
  • جنگل باحاصل جمع درختهادرمقابل طوفـــــــان ایــــــستادگی مــــــیکنــــــد.
  • دراســــتـــــانــــــــه درخــــروجــــی زنـــدگـــــــی جـــسدم راجـــاگذاشتـــــم.
  • شب نمـــــی گـــــذاردچــــراغـــهـــــای خــــامــــوش هــمــدیــگررابـبـیـنـــد.
  • بــــــــرای نـــامــنــویـــســی روی ســنــگ قــبــریــک عــمــرفرصت داریم.
  • پرنده بدبین برای شکوفه شاداب بهاری همان اوازی رامیخواندکه برای گل پرپرشده
  • خزانی میخواند.
  • درخــت عـــریــان پــایــیــزی پــرنــده نغمه سرا را به سکوت دعوت میکند.
  • ماه تاسپیده دم دربسترخشک رودخـــانــه دنــبــال تـــصـــویـــرمــی گـشـت.
  • نــاودانــهــا شــــب بــارانـــی رابـــا نـغـمـه سـرائـی بـه صـبـح مـی رسانند.
  • عاشق گربه ای هستم که زیردرخت انتظارپایـیــن امدن سـگ رامــی کـشـد.
  • قـــفـــس خـــالــــی رابـــه انـــدازۀ هـــمــــۀ پــــرنــــدگـــان دوســــت دارم.
  • به عقیده ماهی فاصلۀ بــیـــن قــطــرات بــــاران مـــــرگــــبــــاراســـــــت.
  • وقتی پاییزازدرخت بالا میرودبهارازاین شاخه به ان شاخه می پرد.
  • به عقیدۀ پرندۀ محبوس اسمان لبریزازپروازهای بربادرفته است.
  • شاخه پرشکوفه بیشترازشاخه کم شکوفه موردهجوم خزان قرارمیگیرد.
  • اب به اندازه ای کثیف بود که ماهی دنبال خودش می گشت.
  • پاییزانچنان درخت غرق درشکوفه رادراغوش خودمی فشاردکه حتی یک شکوفه هم دیده
  • نمیشود.
  • ســــــــگ باسکوت بـــه دزدخــیـــرمقدم می گوید.
  • خوشبختانه تبعیض نژادی نتوانسته دامن گلهای رنگارنگ بهاری راالوده کند.
  • سایۀ رنگ پریده ام هنگام غروب درحال احتضاربه سر می برد.
  • سکوت راه را برای فریاد هموارمی کند.
  • پروازفرصت نمی دهد که گربه ازدرخت پرنده بچیند.
  • عمرپاییزصرف پرپرکردن گلها می شود.
  • گرسنگی حکم جلب موش را به گربه می دهد.
  • متاسفانه میکروب مرض خود کشی تا به حال کشف نشده است.
  • قــــــــــــلــب سخــنــگوی زنـــدگــــی است.
  • قلب گورکن درسکوت گورستان سرود زندگی می خواند.
  • حاصل جمع تشنگی ها دریا را لاجرعه سرمی کشد.
  • عاشق پرستوی مهاجری هستم که دردهان گربه هم فرارسیدن بهاررا بشارت می دهد.
  • باغبان ازکارافتاده نا شکیباترازگل تشنه انتظارریزش باران را می کشد.
  • اب دریا به انداره ای زلال بود که ماهیها قلاب ماهیگیری رابه روشنی روزمی دیدند.
  • گرسنگی سالن سخنرانی دهان را تبدیل به سالن غذاخوری می کند.
  • تاریکی هنگام طلوع خورشید درچاه پنهان می شود.
  • شهاب دردل شب فریادی به روشنی روزمی کشد.
  • زنبورعسلی که روی گل قالی بنشیند دست خالی به کندوبازمی گردد.
  • بــــــه نــــــگــــاهـــــم خــــوش امـــــدی.
  • پرنده پیربا کمک گربه ازدرخت پایین می اید.
  • بـــهـــاربـــا ســرعــت بـــاد پـایــیـزی گــذشت.
  • اتش خشم شکوفه لبخند را می سوزاند.
  • بهاربه اندازه ای زودگذشت که شکوفه هافرصت نکردندروی درخت بنشینند.
  • شیشه شکسته گلخانه را نشان زمستان نمی دهم.
  • مرگ درواپسین دم حیات متولد می شود.
  • روزنه ابردروازه شهرافتاب رابه روی پرندۀ خیس می گشاید.
  • شکوفه ای که روی درخت خشک بنشیند در دم جان می سپارد.
  • شب پشت شیشه انتظارخاموش شدن چراغ را می کشد.
  • ایستادگی جنگل طوفان را زمینگیرمی کند.
  • تنگ اب لبریزازارزوهای دریایی ماهی است.
  • ادم پرتوقع سلام نکرده انتظار سلام دارد.
  • وقتی پاهایم اختلاف عقیده پیدامی کنند برسردوراهی قرارمی گیرم.
  • فاصله بین موش وگربه بستگی به زرنگی طرفین دارد.
  • گلهای تشنه تامرتفع ترین ابرها به پاخواستند.
  • گلهای تشنه فرصت ندادند ابرتبدیل به قطرات باران شود.
  • بهارراطوری به گلخانه ها تقسیم می کنم که یک شکوفه هم برای زمستان باقی نماند.
  • اگربرف می دانست کرۀ خاکی اینقدرکثیف است هنگام فرودامدن لباس سفید نمی پوشید.
  • خشم راهی پیش پای ادم میگذاردکه چشم ازدیدنش عاجز است.
  • پوست موزانتقام لگدمال شدنش را ازطرف می گیرد.
  • ادم پرتوقع انتظاردارد پرندۀ محبوس برایش اوازاسمانی بخواند.
  • گلدان شکسته درسطل زباله انتظارگل پژمرده رامی کشد.
  • باغبان باعاطفه ای که نمی خواست بادرخت خشک قطع رابطه کند نجارشد.
  • ادم گـــرســنــه اززنـدگــی ســیــرمـــی شـــود.
  • به عقیده گربه خوشمزه ترین میوۀ درخت پرنده است.

 

 

بازم ازتودوست عزیزم خواهش می کنم باتآمل این جملات رو بخونی.

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

به نام خدا

سلام....

سلام.......

سلام.........

سلام دوستای گلم

بعد ازیه غیبت یه ماهه ونیم دوباره اومدم

همین الان از همه دوستانی که اومدن ونظر دادن تشکر میکنم

ومعذرت خواهی میکنم که نتونستم به نظرهاشون جواب بدم

اما سعی میکنم دیگه تکرار نشه

برای همین خودمو تنبیه میکنم ویه روزصبحونه نخورده ازخونه می زنم بیرون(البته

 بماند که من همیشه صبحونه نخورده میرم بیرون)

خوب .........

راستی من یه مطلب درباره اعتماد کردن به دیگران تو وب دوست عزیزم یک

شاخه گل مریم خوندم خیلی به دلم نشست پیشنهادمیکنم شما هم بخونین.

غزال گریزپا(یا دوستی)

بریم سراصل مطلب

حالا اصل مطلب چیه؟؟؟

بزرگترین مغزدنیا

 

011787.jpg

  

میدونین بزرگترین مغز دنیا توسرکیه!!!

به طورمعمول مغزانسان 1424 هزاروچهارصدوبیست وچهارگرمه که باافزایش

 سن وزن اون تدریجا کم میشه.به گزارش(ورلدنیوز)سنگین ترین مغزمتعلق به

(ایوان سرگیویچ تورگنیف)نویسنده روسی در1883 می باشدکه مغزاو2012

دوهزارودوازده گرم وزن داره .دانشمندان معتقدن که دردنیای تکنولوژی وپیشرفته

 روزبه روز وزن مغزانسانها سنگین ترمیشه تاجایی که درسالهای اخیرسرعت

 افزایش مغزدرزنهاومردها تقریبا یکسان بوده است.

.اقایون بهترخرید میکنن.

حالا یه مطلب مخصوص اقایون تحقیقات نشون میده اقایون درمقایسه با خانوما

خرید کنندگان بهتری هستن به نوشته(دیلی میرور)براساس تحقیقات محققان خانومابه

 خرید کردن به عنوان یه گشت وگذاروسرگرمی نگاه میکنن اماازنظراقایون

 خریدکردن باید کارایی داشته باشه مردها زمانی جنسی روکه میخوان بلافاصله

میخرن (البته با دقت کامل)وازخریداون جنس پشیمون نمیشن اما77

درصدازخانومابه سرعت خرید میکنن وبعدازخریدشون پشیمون میشن ودرصدد

تعویض اون برمیان به گفته یکی ازاستادان دانشگاه اکثرمردم طبق خواسته هایشان

 خریدمیکنن وبه نیازشان توجهی ندارن.اینم یه خصلت پسربودن

137سوراخ دربدن مردبلژیکی

یه مرداهل بلژیک تابه امروز137 جای بدن خودشوسوراخ کرده به گزارش

(ورلدنیوز)(الکس لامبرشت)اهل بلژیک درمحل سوراخها حلقه ودیگراشیا تزئینی

 اویزان کرده اواینکاروازهفت سالگی شروع کرده ودرچهل سالگی 137 سوراخ

 دربدن خود ایجاد کرده و140 حلقه ودکمه فلزی ازنوک زبان تاابروها ولاله گوش

 ودیگرنقاط بدن خود نصب کرده است که وزن متوسط این فلزها تقریبا500 گرمی

 میشه وی معتقده افرادی مانند اون انسانهای با شخصیتی هستند(خدایه عقلی به این

 بابا بده یه کمی پولم به ما)

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   | 

به نام خدا

سلام به دوستاي گلم.

حالتون چطوره؟؟؟

راستش روبخواين ازاين به بعد ميخوام كمتردرموردجنها بنويسم اخه مي دونين من

 ديشب يه خواب وحشتناك ازجنها ديدم خيلي ترسيده بودم!!!!

فكركنم مي خوان ازم انتقام بگيرن؟؟؟

بگذريم. ميدونم الان بعضي ازشما امتحان دارين تواين هيروويرمنم ميخوام چندتا

 ازاون مئسله هاي رياضي كه يه كمي جواباشون جالبه بنويسم. اگه جوابشوميدونين بنويسين!!

ميدونم الان ميگين اين بابا چه حوصله اي داشته اينارونوشته اما جون من جالب نيستن؟؟؟


حالا سؤالا:1 اب يه حوضي تويه ساعت پرميشه وتوهرپنج دقيقه ابش دوبرابرميشه

 بنظرشما درچه مدتي اين حوض ما نصفه ميشه؟


2 تو يه مسابقه دوچرخه سواري كه درمسيردايره اي انجام ميشه يكي ازمسابقه

 دهنده ها ميبينه پنج نفرازاون جلو ميزنن اما بازم ناراحت نميشه چون مي دونه

 بدون درنظرگرفتن خودش ‍5/6 مسابقه دهنده ها عقب ترازاونن.

شما ميتونين بگين كلا چند نفرتومسابقه شركت كردن؟

3 تو يكي از شهرها بين ساكنان اون ازهر100 نفر85 نفرازذواج كردن 70 نفرتلفن

 دارن 75 نفراتومبيل دارن و80 نفرصاحب خونه شخصي هستن .مسئله

 رواينطوري ميگيم كه ازهرصدنفرساكنان اين شهركمترين تعدادي كه ازدواج كردن

 ودرعين حال صاحب اتومبيل وخونه وتلفن هستن چندنفرميتونن باشند؟


ميدونم حوصلشوندارين اما اگه يه كمي فكركنين ميبينين جواب خيلي ساده س ....وجالب

توپست بعدي جواباشونومينويسم.

+ نوشته شده در  ساعت 5:34 قبل از ظهر  توسط س . ا . م   | 

به نام خدا

سلام . من اپيدم .امروزميخوام ماجرايي روبراتون بنويسم ازقول يه كارمند هفته نامه نداي ايران. راست ودروغش روهم خودتون قضاوت كنين.

خانه تسخيرشده درتهران توسط روح

خردادسال 1378 يكي ازبستگانم به منزلي درحوالي خيابان ميرداماد نقل مكان كرد.طبق روال

عادي وبراي بازديدازخانه جديد به منزل ايشان رفتم اما به محض ورود به خانه متوجه شدم كه

 جوي سنگين محيط انرافراگرفته است.دران مقطع صلاح نبود ايشان راازاين احساس خوداگاه

 نمايم كه ممكن بود تا بي جهت انها به وحشت افتاده وهمين ترس باعث شود تا كه تلقينات

 انهابرزندگي شان تاثيرمنفي گذارد.دفعه دومي كه به اين خانه رفتم مديومي مرا همراهي مي

نمودوباورود به خانه چنان تحت تاثيرجومنفي انجا قرارگرفت كه دچارسرگيجه شديدي شد

 وخواست به بيرون ازخانه برويم.يك ماه ازنقل مكان اين خانواده به خانه جديد مي گذشت كه

پديده هاي غيرطبيعي كم كم اغازبه فعاليت نمودند.پس ازگذشت چندماه واگاهي ازشدت گرفتن اين

 جريانات به انجا رفته وابتداازپدرخانواده خواستم كه مشاهدات خود را شرح دهد واواينگونه

عنوان نمود:ازهمان روزنخست متوجه فضاي غيرعادي اين مكان شديم اما بخاطرعدم اگاهي

ازدلايل چنين احساسي نسبت به ان واكنشي نشان نداديم.روزهاي نخست بخاطراسباب كشي

 وتزئين دكوراسيون خانه زياد متوجه اطرافمان تااينكه پس ازيكماه ازورودمان به اين خانه مي

گذشت ودرساعت 2بامداد با شنيدن صداي شكسته شدن شيشه همگي ازخواب پريديم.باورود به

سالن متوجه شديم كه هردوشيشه يكي ازپنجره ها شكسته شده امادركمال تعجب هيچ نشاني

 ازذرات ان درداخل سالن ديده نميشود به بيرون ازپنجره نگاه كردم وديدم ذرات پودرشده ناشي

از شكستگي شيشه كف خيابان مشرف به خانه را پوشانيده است .براي ما بسيارتعجب برانگيزبود

 ونمي دانستيم كه اين شكستگي كه قطعا ازداخل خانه صورت گرفته ازچه ناحيه اي بوده است .

 چندروزي ازاين ماجراگذشت تااينكه شبي ديگردرحال تماشاي مسابقه فوتبال بودم كه بخاطر

 خستگي همانجا خوابم برد.صبح روزبعد باصداي فرياد يكي ازبچه ها ازخواب پريدم ومتوجه

 شدم تمامي لوازم اتاق برروي هم قرارگرفته وكوهي ازمبل واثاثيه دروسط سالن بوجودامده

است.ديگرازغيرطبيعي بودن اين اتفاقات اطمينان يافته بوديم ودراين حالت بيشترنگران بچه ها

بودم كه دراثراين مشاهدات دچارترس شديدي شده تاجائيكه حتي يك لحظه هم حاظرنبودند دراتاق

 خود تنها بمانند.مدتي كه گذشت چنان برشدت اين اتفاقات افزوده شد كه با ديدن ارامش خانه

 متعجب مي شديم.همانگونه كه گفتم پديده هاي مختلفي درخانه بوقوع مي پيوست كه براي

هيچكدام دليلي پيدانمي شد.پديده هائي چون جابجايي خود به خود اثاثيه بازوبسته شدن دربها پرتاپ

 شدن وسايل شكستني ازاشپزخانه به داخل سالن چرخيدن خودبه خودلوسترها سوختن لوازم

برقي بطورمداوم گم شدن وسايل وپيداشدن انها درمكاني كه هرگزانتظارنمي رفت.تااينكه يكشب با

 شنيدن صداي فرياد يك زن ازخواب پريدم وپس ازان صداي شكسته شدن ظروف ازاشپزخانه

 شنيده شدهمه ماوحشت زده به هم نگاه مي كرديم وكسي جرئت نزديك شدن به اشپزخانه

رانداشت.هنگاميكه اين اتفاقات خاتمه يافت با همسرم تصميم گرفتيم تا هرچه سريعترازاين خانه

 نقل مكان كنيم.صبح روزبعد به همان بنگاه مسكني كه اين خانه رابه ما معرفي نموده بودرفته

وخواستم هرچه سريعترقرارداد رافسخ نمايند.ازهمان بعدالظهرمشتريان جديدي براي ديدن منزل

 به اينجا امدند كه به محض خروج ايشان اين پديده ها با شدت فراوان بروزمي نمودند. مشخص

 بود كه اين نيروازاين جابجايي ناراحت است.ازايشان خواستم تا كه قبل ازجابجايي به من اجازه

 دهند تا كه برروي علل بروزاين پديده ها كاركنم كه اين درخواست من مورد موافقت ايشان

 قرارگرفت .دوروزبعد به اتفاق همان دوست مديوم خود به ان مكان رفتم .اكنون خانه ازلوازم

 خالي شده وان خانواده ازانجا نقل مكان كرده بودند.بعلت اگاه نمودن سايرمشتريان ازوقايع مورد

 ذكرهيچيك ازايشان حاضربه سكونت دران مكان نشده بودند.قبل از هر چيزبااستفاده ازلوازم

 تشخيص حرارت وصوتي به جستجوي خانه پرداختيم. دستگاه سنجش تغييرحرارت درنقاطي

 ازخانه باافت بسيارمحسوسي روبرومي شدوتوانستيم اصواتي رااز روح حاضردرخانه تهيه

 نماييم.زمانيكه مديوم موفق به ارتباط باروح حاضردرخانه شد متوجه شديم كه علل بروز اين

 پديده ها بخاطرحضورروح زني است كه درسنين بالاوبنا به دلايلي كه هنوزبراي مااشكارنشده

 بود فوت كرده و كماكان درخانه حضورداشت.اوپس ازشنيدن اين مطلب كه ديگردرقيد حيات

 نيست وبايد كه بسوي نورسفيد حركت نماييد چنان براشفت كه درب كمدهاي ديواري ونيزكشواي

 ان بشدت بازوبسته مي شدند.مشخص بود كه اين روح به گروه ارواح سرگردان تعلق داشته

ووادارنمودن وي به خروج ازخانه كاري بس دشوارمي باشد .حداقل اينكه براي خروج وي ازان

 خانه به زمان بيشتري نيازبود .ادامه تحقيقات ماباشورش اين روح همراه گرديد. اوبه هروسيله

ممكن سعي داشت تا كه ماراتوسط پديده هاي فيزيكي خود وحشت زده وازانجا خارج نمايد.دقيقا

همان كاري كه ما مي خواستيم تابااوانجام دهيم.همانگونه كه گفتم براي خروج وي ازان خانه به

زمان بيشتري نيازبود كه بخاطرخروج ان خانواده به مكان ديگرامكان پذيرنشد ولذا با همسايه

 طبقه پايين انها تماس گرفته وازايشان خواستم تادرصورت شنيدن ويامشاهده اتفاقات غيرطبيعي

 مارامطلع نمايند.چندروزي نگذشته بود كه بامن تماس گرفته وگفتند كه صداهايي چون كوبيده

شدن دربهابه يكديگرفريادهاي متوالي يك زن وصداي راه رفتن ازطبقه فوقاني انها راكلافه

 وترسانيده است.اخرين تماس با همسايه طبقه پايين حكايت ازخالي بودن ان خانه وادامه فعاليت

 هاي غير طبيعي دران داشت.......

+ نوشته شده در  ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   |