تبليغاتX
همه چیز از همه جا - دخترك گل فروش
هـــــــــــــــــــــــــــــــرچـــــــــــــــــــــــــی شد
TakInfo.com



دخترك گل فروش سالها در آرزوي خريدن يك كفش قرمزُ بود

 و پولهايي را كه از فروختن گل هاي مريم به دست آورده بود،در قلك كوچكش جمع مي كرد.
 
آن روز صبح هم مثل هميشه، در فكر و رويايش بود كه ناگهان در اثر برخورد با اتوموبيلي به گوشه اي پرتاب شد.

 وقتي چشمانش را باز كرد خود را روي تختي سپيد و تميز ديدكه در كنار آن هديه اي قرار داشت.
 
دخترك با خوشحالي هديه را باز كرد٬ يك جفت كفش قرمز بود!!!!!
 
چشمان دخترك لبريز از شادي شد٬ ولي افسوس . . . . . .

 او نمي دانست كه پاهايش ديگر توان رفتن ندارد.



 
+ نوشته شده در  ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   |