تبليغاتX
همه چیز از همه جا -
هـــــــــــــــــــــــــــــــرچـــــــــــــــــــــــــی شد
TakInfo.com
ابليس وقتي نزد فرعون آمد

وي خوشه اي انگور در دست داشت و تناول مي كرد.

ابليس گفت: «هيچكس تواند كه اين خوشه انگور تازه را خوشه مرواريد خوشاب ساختن؟»

فرعون گفت: «نه!!»

ابليس به لطايف سحر، آن خوشه انگور را خوشه مرواريد خوشاب ساخت.

فرعون بسيار تعجب كرد و گفت: «اينت استاد مردي كه تويي!»

ابليس سيلي بر گردن او زد و گفت: «مرا با اين استادي به بندگي حتي قبول نكردند،

 تو با اين حماقت، دعوي خدايي چگونه مي كني؟؟!!»

 
+ نوشته شده در  ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط س . ا . م   |